-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 شهریور 1392 22:19
من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتا...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 13 شهریور 1392 23:21
اگر سنجاق مویت وا شود از دست خواهم رفت که سربازی چه خواهد کرد با انبوه جنگاور؟
-
بهترم
چهارشنبه 13 شهریور 1392 22:49
حال مرا نپرس که هنجار ها مرا مجبور می کنند بگویم که "بهترم" نجمه زارع
-
شورای نگهبان لبم مانع شد
چهارشنبه 13 شهریور 1392 22:46
وقتی که لبت برابرم واقع شد یک لحظه دلم به بوسه ای قانع شد قانون اساسی دلم گفت ببوس شورای نگهبان لبم مانع شد " عباس صادقی "
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 13 شهریور 1392 22:41
بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 20:32
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 20:29
پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند
-
نباشد کششی
سهشنبه 12 شهریور 1392 20:26
اگر از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عـاشق بیچاره بجایی نرسد مولوی
-
با خاک یکسان کرد و رفت
سهشنبه 12 شهریور 1392 20:20
من فکندم خویش را از خاکساری در رهش او ز استغنا مرا با خاک یکسان کرد و رفت محتشم کاشانی
-
زبان نمیفهمند
سهشنبه 12 شهریور 1392 20:18
چشمهایم زبان نمیفهمند دین ندارد که مرد خاطرخواه
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 20:17
یا رفیق من لا رفیق له
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 20:14
Bruno Barbey
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 20:13
اما از همه جذابتر تماشای کار مردی بود که پشت مسجد با قلممو و رنگ از روی عکس سیاهوسفید و خندان یک مرد جوان، تصویر رنگیِ بزرگی روی پارچه نقاشی میکرد. کارش که تمام میشد، زیرش مینوشت: «شهید». (داستان همشهری)
-
جدال معنایی؟!
سهشنبه 12 شهریور 1392 20:12
مثلا همین کریستوفر را در نظر بگیرید (یا اصلا بگیرید ببرید! هشت سال کارکرده اما در حدِ نو است). سرچشمهی مشکلات ما با کریستوفر این است که او به معنی دقیق واژهها علاقه دارد ولی ما به این علاقه داریم که او لباسهایش را از کف خانه جمع کند. من میگویم: «کریستوفر، برو حموم و همهی چیزاتم بریز تو لباسشویی.» و او میگوید:...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 20:10
با آن دو چشم عسلی دست و پای کندو کندو زنبور را بسته ای از پشت
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 20:07
بعضی انسان ها به عده ی دیگر از انسان ها انسان های دیگری را یادآور می شوند آنها که به یاد آورده اند، غمگین اند آنها که یادآور شده اند، بی خبر... آنهایی هم که در یاد آمده اند به احتمال زیاد در شهری دور هیچ چیز را به یاد نمی آورند یاشار کمال ترجمهی سیامک تقی زاده
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 19:39
همچون مگسان روی پلیدی منشین زنبور عسل باش انیس گل باش
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 19:36
در چشم دیگران منشین در کنار من ما را در این مقایسه بی آبرو مکن فاضل نظری
-
قلـم در کـف دشمـن است
سهشنبه 12 شهریور 1392 19:32
ندانـــم کجــا دیــدهام در کـتـاب که ابلیس را دید شخصی به خواب ● به قامت صنوبر به طلعت چو ماه بــرازنده ی بــزم و ایــوان و گـاه ● نظر کـرد و گفت: ای نظـیر قـمر نــدارند خلـق از جمـالت خــبر ● تـو را سهمگین روی پنداشتند به گـرمابه در زشت بنـگاشتند ● بخندید و گفت آن نه شکل من است ولـیکـن قلـم در کـف دشمـن است سعدی
-
واکس
سهشنبه 12 شهریور 1392 19:31
نشسته بود پسر، روی جعبهاش با واکس غریب بود، کسی را نداشت الا واکس نشسته بود و سکوت از نگاه او میریخت و گاه بغض صدا میشکست : «آقا واکس؟» درست اول پاییز، هفت سالش بود و روی جعبهی مشقش نوشت : بابا واکس... غروب بود، و مرد از خدا نمیفهمید و میزد آن پسرک کفش سرد او را واکس (سیاه مشقی از اسمِ خدا خدا بر کفش نماز محضی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 19:29
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 19:28
آن که یافت می نشود، آنم آرزوست
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1392 19:26
وای بر تلخی فرجام رعیت پسری که بخواهد دلی از دختر یک خان ببرد حامد عسگری
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 شهریور 1392 17:53
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 شهریور 1392 17:49
خسته شدم از گفتن آنچه نمیشود گفت! "بیژن جلالی"
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 شهریور 1392 17:48
گفتـی نظر خـطاسـت ، تـو دل می بـری رواست؟
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 شهریور 1392 17:34
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
-
نگاه :
دوشنبه 11 شهریور 1392 17:33
-
ره هموار نیست
دوشنبه 11 شهریور 1392 16:56
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی گفت : جرم راه رفتن نیست ، ره هموار نیست
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 شهریور 1392 16:36
این روزها به طرز عجیبی ، با خودم می جنگم که دیده ها را نادیده بگیرم و شنیده ها را نشنیده