-
کفش تنگ نمیشود ، پا بزرگ میشود
پنجشنبه 21 شهریور 1392 12:49
پایم درد میکرد. یعنی کفشم مال پارسالم بود و تنگ شده بود. هر چند کفش تنگ نمیشود و پا بزرگ میشود؛ ولی آدم چون خودش را نمیبیند، تقصیر را گردن چیزهای دیگر میاندازد. گزیدهی کتاب «عقربهای کشتی بَمبَک» نوشتهی «فرهاد حسنزاده» نشر «افق»
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 شهریور 1392 12:46
در جایی که مایه خطر، نقطه صفر هرگونه معناست حتی بازیابی شر هم پیشرفت است. کلیفورد
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 شهریور 1392 12:42
گفتی که کنی شوربه پا از قدوقامت ای کاش که این وعده نیفتد به قیامت
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 شهریور 1392 12:36
ای دل از وسوسه ی زلف تو مغشوش ترین
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 شهریور 1392 12:34
-
من سراپا همه زخمم تو سراپا همه انگشت نوازش باش
پنجشنبه 21 شهریور 1392 12:33
اگر باید زخمی داشته باشم که نوازشم کنی بگو تا تمام دلم را شرحه شرحه کنم زخمها زیبایند و زیباتر آنکه تیغ را هم تو فرود آورده باشی تیغت سِحر است و نوازشت معجزه و لبخندت تنظیفی از فوارهی نور و تیمار داریات کرشمهای میان زخم و مرهم عشق و زخم از یک تبارند اگر خویشاوندیم یا نه من سراپا همه زخمم تو سراپا همه انگشت...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 شهریور 1392 12:30
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 شهریور 1392 12:27
ای عدم نامی به دست آوردهای موجود باش
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 شهریور 1392 12:22
بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد با من تنها تر از ستارخان بی سپاه حامد عسگری
-
بغل
پنجشنبه 21 شهریور 1392 12:19
" یک دست جام باده و یک دست زلف یار " این گونه بود ها! ، که بغل اختراع شد حامد عسگری
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 شهریور 1392 22:39
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 شهریور 1392 22:38
«اذیتت کردم. ببخشید.» «تو نمی تونی من رو اذیت کنی، حتی اگر خودت بخوای.»
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 شهریور 1392 22:32
بسکه در خرقه ی آلوده زدم لاف صلاح شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم حافظ
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 شهریور 1392 17:00
-
عقل و عشق
چهارشنبه 20 شهریور 1392 16:59
من : سخنرانی لیلا صادقی خوب بود ؟ ابراهیم : گوش نکردم . من : پس دو ساعت تو سالن چیکار می کردی ؟ ابراهیم : نیگاش می کردم ! (از وبلاگ سهراب کشی)
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 شهریور 1392 16:35
عکاس: steve mccurry
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 شهریور 1392 16:22
عاشقم گر نیستی، لطفی بکن نفرت بورز بی تفـــاوت بودنت هر لحظـــــه آبم می کند
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 شهریور 1392 16:19
یک جبهه ابر پشت دلم بغض کرده است باید که سنگرم بشود پایمالیات سیدمهدی نژادهاشمی
-
در بیست و هفت سالگی
چهارشنبه 20 شهریور 1392 16:08
عاشق شدن در بیست و هفت سالگی جگر میخواهد و کمی اعتماد بهنفس تا اگر بوی کبابت بلند شد به ضیافت همسایه نسبتش بدهی همین . مریم حبیبی
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 شهریور 1392 16:04
خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست از چشم من ببین که چو غوغاست در دلم هوشنگ ابتهاج
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 شهریور 1392 15:53
جاهل آسوده ، فاضل اندر رنج ؛ فضل مجهول و جهل معتبر است
-
چای...
چهارشنبه 20 شهریور 1392 15:08
هر بار خواست چای بریزد، نمانده ای رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای تنها دلش خوش است به اینکه یکی دو بار با واسطه "سلام" برایش رسانده ای حالا صدای او به خودش هم نمی رسد از بس که بغض توی گلویش چپانده ای دیدم که شهر باز پر از عطر مریم است دیدم دوباره شهر پر از جوجه فنچ هاست گفتند باز روسری ات را تکانده ای گفتند...
-
زود باش
چهارشنبه 20 شهریور 1392 14:37
من نمی گویم زیان کن یا به فکر سود باش ای ز فرصت بی خبر در هر چه هستی زود باش بیدل دهلوی
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 شهریور 1392 14:34
ز گردون مرگ می خـواهم حیاتم می دهد بی او فلک بسیــار زین سان لطف های بی محـل دارد حافظ
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 شهریور 1392 00:26
-
غش در معامله!
سهشنبه 19 شهریور 1392 00:21
به گریه گفتمش ای گل دلم به هیچ بخر بخنده گفت که در جنس خویش آب مکن رونقی همدانی
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 18 شهریور 1392 23:59
نگاهت، مست مستم کرد ای یار مگر چشم تو را میخانه کردند؟ مهدی سهیلی
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 18 شهریور 1392 23:55
من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان، هر وجبت ترمه و کاشی این تاول و تبخال و دهان سوختگیها از آه زیــــاد است، نــه از خوردن آشی یک بار شده بر جگرم زخـــم نکاری؟ یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟ هر بار دلم رفت و نگاهی بـه تو کردم بر گونهی سرخابیات افتاد خراشی حامد عسگری
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 18 شهریور 1392 14:39
Raymond Depardon
-
دام و دانه
دوشنبه 18 شهریور 1392 14:36
ما خود بدام و قید تو بودیم شوقمند یارا فریب دانه نه ما را بدام کرد نثارگرمرودی