خانه عناوین مطالب تماس با من

گبه

گبه

پیوندها

  • instagram

دسته‌ها

  • نگاه 274
  • هوا بارانیست 23
  • فیلم 37
  • ? 22
  • اسم ، فامیل 4
  • دیالوگ 9
  • صدا ها : 12
  • شهید 4
  • کلمه 8
  • مستند 7
  • کتاب 6
  • تک بیت 6
  • وضعیت سفید 9
  • دنبال درمانم 27
  • چایی روضه 6

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • پست ثابت
  • پیشنهاد می شود :
  • نگاه :
  • کلمه :
  • پیشنهاد می شود :
  • ژان والژانی نبوده ام ایجاد کن مرا
  • اگر به آنچه می دانی عمل کنی ، تو را بدانچه نمی دانی هدایت می کند (تفسیر آقای بهرام پور)
  • نگاه :
  • نگاه :
  • [ بدون عنوان ]

بایگانی

  • آذر 1395 2
  • شهریور 1395 1
  • تیر 1395 2
  • خرداد 1395 3
  • اردیبهشت 1395 2
  • فروردین 1395 9
  • اسفند 1394 6
  • بهمن 1394 5
  • دی 1394 16
  • آذر 1394 14
  • آبان 1394 43
  • مهر 1394 37
  • شهریور 1394 6
  • مرداد 1394 4
  • تیر 1394 61
  • خرداد 1394 39
  • اردیبهشت 1394 33
  • فروردین 1394 33
  • اسفند 1393 52
  • بهمن 1393 99
  • دی 1393 39
  • آذر 1393 15
  • آبان 1393 2
  • مهر 1393 5
  • شهریور 1393 6
  • مرداد 1393 48
  • تیر 1393 29
  • خرداد 1393 8
  • اردیبهشت 1393 7
  • فروردین 1393 16
  • اسفند 1392 5
  • بهمن 1392 10
  • دی 1392 11
  • آذر 1392 25
  • آبان 1392 39
  • مهر 1392 47
  • شهریور 1392 234
  • مرداد 1392 25
  • تیر 1392 3

جستجو


Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • نگاه : یکشنبه 21 مهر 1392 15:58
    Fabio Bucciarelli
  • بلوغ دوشنبه 15 مهر 1392 19:53
    Nikos Economopoulos
  • نگاه : دوشنبه 15 مهر 1392 19:49
    Nikos Economopoulos
  • کو؟ دوشنبه 15 مهر 1392 19:40
    یک عمر در گفتن دویدی ٬ کوله بارت کو؟
  • صرفا جهت اطلاع : دوشنبه 15 مهر 1392 19:39
    احساس غربت میکنی وقتی که شوقی نیست
  • و فقط از پشت همین پنجره دیده می‌شوی دوشنبه 15 مهر 1392 19:37
    پشت پنجره‌ی شعر ایستاده‌ام به تو نگاه می‌کنم تو تنها دل‌خوشی منی و فقط از پشت همین پنجره دیده می‌شوی ! رسول یونان
  • ما شعر می‌گوییم شنبه 13 مهر 1392 18:24
    ما شعر می‌گوییم ما که نمی‌توانیم زندگی کنیم ما شعر می‌گوییم ... علیرضا روشن
  • در دوره‌ی هرج و مرج واقع شده‌ایم شنبه 13 مهر 1392 18:23
    ما فلک زده‌ها در ماتحت دنیا واقعیم. لذت دنیا و امنیت را راه نبرده‌ایم. نه در دوره‌ی افتخار بودیم، نه در عصر مدنیت و تربیت و عدالت... در دوره‌ی هرج و مرج واقع شده‌ایم. دلیران می‌میرند و حاصل به ترسو‌ها می‌رسد که زنده‌اند... این ملت غیور به غرش دویست توپ از صدا و حرکت افتادند و دیگر نفس نمی‌کشند...! .... چقدر عبرت در...
  • نگاه : چهارشنبه 10 مهر 1392 21:24
    Erwitt
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 8 مهر 1392 20:27
    گاهی وقت ها آدم دلش می خواهد هوشمندی را کنار بگذارد و اعتماد کند به کسی
  • نگاه : شنبه 6 مهر 1392 20:45
    Nikos Economopoulos
  • [ بدون عنوان ] شنبه 6 مهر 1392 20:44
    و چه دانی که پس ِ هر نگهِ ساده ی من... چه جنونی چه نیازی، چه غمی ست؟ مهدی اخوان ثالث
  • مرگ شنبه 6 مهر 1392 20:33
    مرگ وقتی‌‌ست که دل نمی‌تپد و ساعت می‌تپد
  • نگاه : شنبه 6 مهر 1392 20:31
    Nikos Economopoulos
  • [ بدون عنوان ] شنبه 6 مهر 1392 20:23
    وحشی تو برون مانده‌ای از سعی کم خویش ورنه در مقصود به روی همه باز است وحشی بافقی
  • چیز شنبه 6 مهر 1392 20:07
    تو همه چیز ما بودی و ما هیچ چیز تو نبودیم!
  • زنگ ورزش شنبه 6 مهر 1392 20:01
    تو را دوست دارم چنان که کودکان دبستانی زنگ ورزش را ...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 5 مهر 1392 18:00
    غروب جمعه ، هوای حوصله ابریست ...
  • نگاه : جمعه 5 مهر 1392 13:32
    Erwitt
  • نگاه : جمعه 5 مهر 1392 13:31
    Nikos Economopoulos
  • و باد در زندگی بعضی ها نقش بسیار مهمی دارد جمعه 5 مهر 1392 12:43
    و اگر باد نبود (غیر از اینکه زندگی چیزی کم داشت) خیلی ها هم پیشرفت نمی کردن
  • طب دیده درمانی جمعه 5 مهر 1392 12:26
    به محض دیدنت از جای برخیزند بیماران بنا شد باتماشای تو طب دیده درمانی!! سیدمحمدعلی رضازاده
  • بغل پنج‌شنبه 4 مهر 1392 23:48
    Nikos Economopoulos " یک دست جام باده و یک دست زلف یار " این گونه بود ها! ، که بغل اختراع شد حامد عسگری
  • آیینه پنج‌شنبه 4 مهر 1392 23:42
    آیینه را نمی شناسد او جوانی اش را پای دار قالی شانه زده است
  • کسی که به خودش پی برده بود سه‌شنبه 2 مهر 1392 18:07
    ماشین را برای خودش نگه داشت خودش را پیاده کرد خودش را به خانه برد برای خودش چای ریخت خودش را به رختخواب برد و خودش را دلداری داد کسی که به خودش پی برده بود علیرضا روشن
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 2 مهر 1392 17:59
    می‌کشد غیرت مرا، غیری اگر آهی کشد زانکه می‌ترسم که از عشق تو باشد آه او شیخ بهایی
  • نگاه : دوشنبه 1 مهر 1392 17:01
    Erwitt
  • عادت دوشنبه 1 مهر 1392 16:58
    عادت کرده ایم آنقدر که یادمان رفته است شب مثل سیاهی موهایمان ناگهان می پرد و یک روز آنقدر صبح می شود که برای بیدار شدن دیر است. لیلا کردبچه
  • شب بود و خاموشی، و مردم همه خواب دوشنبه 1 مهر 1392 16:54
    گریه اش را سر داد. شانه هایش لرزید و سرش روی دوش بابا سبحان افتاد. بابا سبحان نتوانست خودش را نگه دارد، بغضش ترکید، گردنش خم شد و بی اختیار مسیب را بغل کرد و میان خاموشی با هم گریه کردند .... صدایشان را امــا، هیچکس نمی شنید. شب بود و خاموشی، و مردم همه خواب.(ص 136) آوسنه ی بابا سبحان، محمود دولت آبادی ،موسسه انتشارات...
  • نگاه : یکشنبه 31 شهریور 1392 21:09
    Nikos Economopoulos
  • 1041
  • 1
  • ...
  • 24
  • 25
  • صفحه 26
  • 27
  • 28
  • ...
  • 35