-
نگاه :
شنبه 4 مرداد 1393 23:52
Nicolas Tikhomiroff
-
بس غیرمنتظره
شنبه 4 مرداد 1393 23:50
بارالها به خاطر گناهایی که میتونستیم و نکردیمشون حال هایی عطا کن بس غیرمنتظره! بلاماسکه
-
موضع خودت رو مشخص کن
شنبه 4 مرداد 1393 23:49
زبانت را نمی دانم، نه بیشوقی، نه مشتاقی نگاهت را نمیخوانم، نه با مایی، نه بیمایی! مهدی سهیلی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 مرداد 1393 23:44
کبریت های بی خطر خیلی خطر دارند
-
نگاه :
شنبه 4 مرداد 1393 23:35
Nikos Economopoulos
-
مصداق بارز خودفریبی
شنبه 4 مرداد 1393 23:35
مصداق بارز خودفریبی وقتیه که میگی من بهش فکر نمیکنم ولی همش منتظر یه اتفاق و خبری ( نصیحت های یک شیزوفرنی)
-
مراسم نیاز به خوب بودن
شنبه 4 مرداد 1393 23:33
هر بچه برای خود شخصیت و افتخاری میدانست که بتواند در مجلس سیدالشهدا خدمتی بکند و من هیجان روزهای اولی را که به جمع کردن استکانها پرداختم، هرگز از یاد نمیبرم. گذشته از این، قدری نیاز به خودنمایی نیز از آن غایب نبود و اندکاندک خواهشهایی بیدار میشد که مثلاً فلان پوشیدهروی از آن فلان غرفه شما را ببیند مراسم نیاز به...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 مرداد 1393 23:32
هرچه هستم از تو دورم...
-
نگاه :
شنبه 4 مرداد 1393 23:22
-
پیشنهاد میشود :
جمعه 3 مرداد 1393 07:57
Frances Ha 2012
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 3 مرداد 1393 07:50
مثل معلم ها به ذوقم آفرین گفت مانند یک طفل دبستانی دلم رفت... کاظم بهمنی
-
نگاه :
جمعه 3 مرداد 1393 02:51
3
-
نگاه :
سهشنبه 31 تیر 1393 22:13
2
-
تنگنا
سهشنبه 31 تیر 1393 22:10
تنگنا، فاصلهی میان ناامیدی و امید را کم میکند. برای کسی که روی لبه، زندگی میکند، هر اتفاق ناخوشایندی میتواند به فاجعه تبدیل شود و هر اتفاق خوبی، رنگ معجزه بگیرد
-
نگاه :
سهشنبه 31 تیر 1393 22:07
Larry Towell 1
-
اون یه حقوقدانه
سهشنبه 31 تیر 1393 21:53
اون قیمت ماشین تعیین کن نیست ، اون یه حقوقدانه shadow
-
ظهر دم کرده تابستان
سهشنبه 31 تیر 1393 06:44
رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب آب در حوض نبود ماهیان می گفتند هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود سهراب سپهری
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 31 تیر 1393 06:42
بالاخره همه یک روزی می میرند و صد سال که بگذرد ، دیگر هیچ کس درباره ی این که دیگران که بودند و چطور مردند سوال نمی کند، پس بهتر است همان طور که دلت می خواهد زندگی کنی و همانطور که دوست داری بمیری گریه آرام – کنزابورو اوئه
-
نگاه :
سهشنبه 31 تیر 1393 06:30
-
نگاه :
سهشنبه 31 تیر 1393 06:27
-
مردم با همین چارتا کلمه وزیر میشن
یکشنبه 29 تیر 1393 06:36
فامیل دور : آقای مجری امروز قراره واس این بچه برم خواستگاری مجری: چی!؟ این که بچه س... فامیل دور : من نصف این بودم زن گرفتم! این که دیگه لندهوری شده واس خودش!! مجری: آخه این نه درس خونده،نه کار داره... بچه: نه کف کرده! فامیل دور : شما مگه تلوزیون نمیبینی؟ همش میگن مهم تفاهمه مجری: آخه این بچه اصلاٌ میفهمه تفاهم ینی...
-
تو انگار نه انگار
دوشنبه 23 تیر 1393 05:28
اوج غم این قصه در این شعر همین جاست: من بیتو پریشان و تو انگار نه انگار ... رویا باقری
-
یک لحظه باد، روسری اش را کنار زد از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد
دوشنبه 23 تیر 1393 03:16
در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد ترس از رقیب بود، که آخِر زیاد شد این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت با کوچ او به شهر، مهاجر زیاد شد یک لحظه باد، روسری اش را کنار زد از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت هی کار شاعران معاصر زیاد شد از بس که خوب چهره و عالم پسند بود بین زنان شهر سَر و سِر زیاد...
-
؟
یکشنبه 22 تیر 1393 04:42
و آدم اگر دلش بگیرد دردش را به کدام پنجره ای بگوید تا دهانش پیش هر غریبه ای باز نشود؟
-
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
شنبه 21 تیر 1393 22:47
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم تو می روی به سلامت سلام ما برسانی سعدی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 تیر 1393 02:05
بازار قم از نقل لبت رو به کسادی ست بیچاره نکن حاج حسین و پسران را
-
به یاد کسانی که باهم کوشیدند،باهم دویدند،باهم افتادند و باهم مردند
شنبه 21 تیر 1393 01:41
آن یک که معتقد به خدا بود و آن یک که نبود هر دو می پرستیدند یک زیبا را که در اسارت دشمن بود آن یک که معتقد به خدا بود و آن یک که نبود یک روشنایی در برابرشان بود نامش هر چه هست،چه فرقی است که یکی اهل مسجد و دین بود و دیگری از آن دوری می جست آن یک که معتقد به خدا بود و آن یک که نبود هر دو وفادار بودند با لبان خود،با دل...
-
نگاه :
پنجشنبه 19 تیر 1393 14:40
-
من خسته است
پنجشنبه 19 تیر 1393 14:38
باید خودم را ببرم خانه باید ببرم صورتش را بشویم ببرم دراز بکشد دلداریاش بدهم، که فکر نکند بگویم که میگذرد، که غصه نخورد باید خودم را ببرم بخوابد «من» خسته است علیرضا روشن
-
به خودم رسیدم
پنجشنبه 19 تیر 1393 14:37
هر گاه ردِ پای کسی را که آرامشم را گرفته بود ، دنبال کردم به خودم رسیدم آندره ژید